تبلیغات
معبر - بر دلم ابر ماتم امده است باز بوی محرم آمده است...

معبر

به عشق رفیقام زنده ام

"

حق

سلام

داشتم یه شعر رو میخوندم  هر چی رفتم جلو تر دیدم بیشتر داره حرف دلم رو میزنه

احساس کردم  که حیفه که رفقای خوبم از این کار زیبا لذت نبرند

من از اول کبوترت بودم
جلد صحن منورت بودم

هر زمان غصه ای عذابم داد
نام تو بردم و شدم دلشاد

میهمان نه که خانه زاد توام
خاکبوس قدیم گوهر شاد

حرم تو فقط خراسان نیست
دل من هم شده رضا آباد

آمدم تا که حرفهایم را
بزنم با تو ، هر چه بادا باد

چشم درچشم حلقه های ضریح
دست در دست پنجره فولاد

با دلی غرق خواهش آمده ام
قسمت می دهم به جان جواد

کربلای مرا هم امضا کن
راه آن را بروی من وا کن


مثل ابری به روی ایرانی
مظهر رحمتی ، تو بارانی

غیر رویت کجا طواف کنم
که شما کعبه ی فقیرانی

با تو در آسمان رها هستم
بی توام در قفس چو زندانی

حاجتم را نیامده دادی
حرف دل راچه خوب می دانی

مثل هر بار از دو چشمانم
قصه های نگفته میخوانی

موقع مرگ منتظر هستم
مثل آن پیرمرد سلمانی

لحظه ها را برای آمدنت
می شمارم؛صفای آمدنت


دل من مال توست آقا جان
که به دنبال توست آقا جان

روی آن شاخه های بارورت
میوه ی کال توست آقا جان

یا که در بزمتان عزادار و
یا که خوشحال توست آقاجان

در عزای مصیبت جدت
نخی از شال توست آقا جان

به خدا آرزوی لب هایم
بوسه بر خال توست آقاجان

وقت تحویل سال اگر آیم
سال من سال توست آقاجان

در دلم ابر ماتم آمده است
باز بوی محرم آمده است


کار دل را دوباره در هم کن
سینه را کربلایی از غم کن

ماه ذیقعده و زیارت تو
باز پابوسی ات نصیبم کن

کمی از اشک خود به چشمم ده
دیدگان مرا پر از نم کن

دلمان را بگیر، دست خودت
فقط آماده ی محرم کن

چایی روضه هایمان را با
کوثر اشک فاطمه دم کن

بهر شب های ماه ماتممان
مجلس روضه ای فراهم کن

این دل تنگم عقده ها دارد
گوییا میل کربلا دارد

***محمد علی بیابانی***

"


الهم عجل لولیک الفرج

حق

 


نوشته شده در شنبه 22 مهر 1391ساعت 11:22 ق.ظ توسط mehdi ghanbarpour| نظرات ()
برچسب ها: موسسه نور معرفت

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin